محمد حسن خان اعتماد السلطنه

111

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

كرده ، درپاچه‌ها را ريسمان بسته سنگ و ترازوئى برداشته و با آقاى خود به حضور آمد آقا زبان گفتگو نداشت ، نوكر معذرت را گفت مادر هربار جو چند من علاوه مىدهيم كه در اصطبل مبارك پاك كنند و بعد از گرفتن خاك و ريگ چيزى كم نيايد اينك با سنگ و ترازو تحويل مىدهم و معلوم ميكنم كه انباردار تقصيرى ندارد اين بگفت و روى بار جو افتاد و ترازو را بدست ديگرى داد در ضمن اينكه جوها را در ترازو مىريخت به تردستى ريسمان در پاچه را باز كرد ، جوها روى جوهاى بار ريخت و بارى كه بايد سى من تبريز باشد سى و شش من درآمد آنوقت عرض كرد قبلهء عالم مىدانند كه اين بار جو بيش از شش من ريگ و خاك ندارد شاه شهيد يا اغماض فرمودند يا ملتفت نشدند ، در هر حال صدر با ذل جانى بدر برد و چون از حضور بىتحمل سياستى بيرون آمد به ملازم خود فرمود ، گمان نكنى چابكى تو امروز ما را نجات داد من جان خود را به پنج تومان پيش‌خر كرده بودم ، گفتند چگونه ؟ گفت دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته در ميدان نقش جهان بر در دكان صرافى آمدم سيدى در آنجا به من رسيد سر به گوشم گذاشت و اظهار فاقه نمود ، من پنج تومان نياز سيد كردم ، وقت ظهر جد بزرگوارش مرا از مهلكه خلاصى داد . هريك از اولاد صدر مرحوم به حكومت‌ها و ايالت‌ها مشغول بوده‌اند و اكنون انجب نجبا هستند . اسامى اولاد اناث صدر را ديگر ننگاشيم و صرف‌نظر كرديم . ذكر احفاد صدر مرحوم كه هريك اعجوبهء جهان و اطروفهء زمان بوده و هستند از اين قرار است : ميرزا على محمد خان نظام الدوله پسر عبد اللّه خان امين الدوله است كه به شرف مصاهرت خاقان مغفور نائل شدند و در خدمت مرحوم شيخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام مشغول تدريس بودند . حاجى ملا على كنى مجتهد كه از فحول علما بود در تهران فرمودند كه وقتى كه مرحوم نظام الدوله در مجلس درس مرحوم شيخ محمد حسن حاضر مىشدند ما در آن روز در ايراد و اشكال مبحث درس